سه‌شنبه ۳۱ شهریور ۱۴۰۵ - ۰۹:۳۶
نظرات: ۰
۰
-
[محمد طاهری] نقش چین در روابط ایران و آمریکا

سفر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، به پکن در ۱۶ سپتامبر را نمی‌توان یک دیدار معمول در تقویم روابط دوجانبه دانست. این سفر تنها چند روز پیش از دیدار برنامه‌ریزی‌شده شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در واشنگتن انجام شد و این همزمانی بر اهمیت آن افزود.

پرونده ایران بار دیگر به بخشی از مناسبات پیچیده چین و آمریکا بدل شده؛ مناسباتی که در آن پکن از یک سو بر «مشارکت جامع راهبردی» با تهران تأکید دارد و از سوی دیگر خواهان کاهش تنش، باز ماندن مسیرهای انرژی و جلوگیری از گسترش درگیری در خاورمیانه است .

در دیدار عراقچی با وانگ یی، وزیر امور خارجه چین، پکن بر تداوم همکاری و حمایت از آنچه حقوق و منافع مشروع ایران می‌خواند تأکید کرد. با این حال، وانگ یی همزمان تهران و واشنگتن را به خویشتنداری فراخواند و خواستار بازگشت دو طرف به توافق موقت ماه ژوئن و از سرگیری مذاکرات جدی شد. او همچنین بر ضرورت بازگشایی تنگه هرمز برای حفظ ثبات انتقال انرژی و زنجیره‌های تأمین جهانی تأکید کرد. در مقابل، وزارت امور خارجه ایران اعلام کرد عراقچی ضمن تأکید بر آمادگی تهران برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی کشور، از راه‌حل‌های دیپلماتیکی که حقوق ایران را تأمین کند استقبال کرده است.

اهمیت این دیدار را باید در کنار تحرکات دیپلماتیک همان هفته سنجید. یک روز پس از ملاقات عراقچی و وانگ یی، وزیر خارجه چین با مارکو روبیو، همتای آمریکایی خود تلفنی گفت‌وگو کرد و طبق اعلام رسمی پکن، وضعیت خاورمیانه نیز از موضوعات مورد بحث بود. این تماس به معنای میانجیگری رسمی چین میان تهران و واشنگتن نیست، اما نشان می‌دهد پرونده ایران و بحران منطقه‌ای، همزمان در دو مسیر دیپلماتیک پکن با تهران و واشنگتن در جریان
 است.

تحول دیگری که به سفر عراقچی وزن سیاسی بیشتری بخشید، رأی‌گیری ۱۷ سپتامبر در شورای امنیت سازمان ملل بود. چین و روسیه قطعنامه‌ای را که هدف آن تمدید مأموریت نظارت مستقل بر تحریم‌های بین‌المللی ایران بود وتو کردند. ۱۱ عضو شورای امنیت به قطعنامه رأی مثبت، و پاکستان و سومالی رأی ممتنع دادند. پکن و مسکو کشورهای غربی را به سیاسی کردن پرونده ایران متهم کرده و بر حل اختلافات هسته‌ای از مسیر سیاسی و دیپلماتیک تأکید دارند. این رأی نشان داد حمایت سیاسی چین از تهران در مقاطع مشخص در شورای امنیت نیز نمود می‌یابد .

با این همه، رابطه تهران و پکن یک‌سویه نیست. به گزارش رویترز به نقل از سه منبع ایرانی، چین در تماس‌های خصوصی از تهران خواسته از نفوذ خود برای مهار انصارالله یمن و جلوگیری از گسترش تنش در دریای سرخ استفاده کند؛ درخواستی که ظاهراً پس از مراجعه عربستان سعودی به پکن مطرح شده است. وزارت امور خارجه چین در پاسخ به رویترز اعلام کرد خواهان سرایت بیشتر تنش‌ها به یمن و دریای سرخ نیست و بر امنیت کشتیرانی و حل اختلافات از راه گفت‌وگو تأکید دارد. وزارت خارجه ایران و دولت عربستان این بخش از گزارش را به‌طور رسمی تأیید نکرده‌اند.

این نکته یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های سیاست خاورمیانه‌ای چین را آشکار می‌کند: پکن در عین حفظ روابط نزدیک با تهران، پیوندهای اقتصادی و راهبردی گسترده‌ای نیز با عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس دارد. از این رو بی‌ثباتی در تنگه هرمز و تنگه باب‌المندب برای چین صرفاً یک مسئلهٔ سیاسی نیست، بلکه مستقیماً امنیت انرژی، تجارت خارجی و هزینه‌های اقتصادی این کشور را تحت تأثیر قرار می‌دهد .

نفت همچنان یکی از ستون‌های اصلی روابط ایران و چین است. بر پایه داده‌های شرکت کپلر که رویترز منتشر کرده، در سال ۲۰۲۵ بیش از ۸۰ درصد صادرات دریایی نفت ایران به مقصد چین انجام شد و میانگین آن به حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز رسید. اما درگیری‌های سال ۲۰۲۶ و اختلال در مسیرهای دریایی، تجارت عادی انرژی را با دشواری بیشتری روبه‌رو کرده است. همین وضعیت توضیح می‌دهد که چرا پکن در کنار مخالفت با فشارهای غربی بر تهران، همزمان بر بازگشایی مسیرهای دریایی و کاهش تنش منطقه‌ای پافشاری می‌کند.

همه این تحولات اکنون به دیدار پیش‌روی شی جین‌پینگ و دونالد ترامپ در واشنگتن پیوند خورده است. به گزارش رویترز، این نشست برای ۲۴ سپتامبر(دو روز دیگر) برنامه‌ریزی شده و در کنار مسائلی چون تجارت، تایوان، فناوری و هوش مصنوعی، جنگ ایران و روابط مالی چین با تهران نیز از موضوعات مورد انتظار در مذاکرات دو طرف است. واشنگتن، شی جین‌پینگ را از معدود رهبرانی می‌داند که از اهرم اقتصادی قابل‌توجهی در قبال تهران برخوردار است. اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز گفته است روابط مالی چین با ایران در گفت‌وگوهای دو کشور مطرح خواهد شد.

از این زاویه، سفر عراقچی به پکن را می‌توان بخشی از تلاش تهران برای حفظ کانال مستقیم با یکی از مهم‌ترین بازیگران حاضر در این معادله دانست. برای ایران، مسئلهٔ مهم این است که پرونده تهران در مذاکرات پکن و واشنگتن چگونه تعریف شود: موضوعی مستقل در حوزه سیاست و امنیت، یا جزئی از چانه‌زنی گسترده‌تر دو قدرت بر سر تجارت، انرژی، تحریم‌ها و رقابت راهبردی.

در سوی دیگر، چین نیز با مجموعه‌ای از منافع همزمان روبه‌روست: حفظ رابطه راهبردی با ایران، مخالفت با فشارهای یک‌جانبه، توسعه مناسبات اقتصادی با کشورهای عربی و در عین حال تضمین امنیت تجارت و انتقال انرژی. همین چندگانگی باعث شده سیاست پکن در قبال تهران، نه در قالب یک اتحاد سنتی، بلکه در چارچوب موازنه منافع تعریف شود.

رابطه ایران و چین در مقطع کنونی بیش از هر زمان دیگری در متن رقابت گسترده‌تر پکن و واشنگتن و بحران امنیتی خاورمیانه معنا می‌یابد. چین در شورای امنیت در برابر فشارهای غربی بر تهران می‌ایستد، اما همزمان از ایران انتظار دارد تشدید بحران، مسیرهای حیاتی انرژی و تجارت را تهدید نکند. از این رو دیدار روز پنجشنبه شی و ترامپ می‌تواند نشانه‌های تازه‌ای از جایگاه پرونده ایران در مناسبات دو قدرت بزرگ جهان به دست دهد؛ پرونده‌ای که این روزها از تهران و پکن تا واشنگتن و شورای امنیت، بار دیگر به یکی از محورهای اصلی دیپلماسی بین‌المللی تبدیل شده است.

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 300
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی